بر اساس گزارش رسیده، جونگپینگپونگ یكی از نویسندگان سریال جواهری در قصر كه اخیراً در فستیوال جهانی كن حضور داشته، در گفتوگویی اختصاصی اعلام كرد: یانگوم با عموی ناتنی امپراتور كه در ژاپن است ازدواج میكند.
وی هدف این كار را تعمیق روابط ژاپن، كره و ایران اعلام كرد.
بنا بر گزارش سرویس بینالملل آیطنز در قسمت آخر سریال، یانگوم پس از طی مشكلات فراوان و شكست دادن بانوچویی با ریختن زهر در غذای مورد علاقهاش، املت حلزون صحرایی و خفه كردن رقیب عشقیاش گیومیونگ به دلیل توطئه علیه افسر مینجانگو و انداختن جسد وی در قفس شیران باغ امپراتور و به دلیل تألمات شدید روحی با عموی امپراتور كه مردی سه زنه است و در ژاپن زندگی میكند ازدواج كرده و در آنجا یك بیمارستان خیریه و یك رستوران كرهای -ژاپنی با پیك موتوری تأسیس خواهدكرد.
امپراتور نیز با موافقت ملكه با شینبی، دوست پزشكیار یانگوم ازدواج موقت خواهدكرد.
مادر امپراتور نیز در اقدامی با وزیر او ازدواج و به جزیره بینگو تبعید خواهدشد.
ینگدوك استاد پزشكی یانگوم نیزعلیرغم مخالفتهای همسر اولش با پدرخوانده یانگوم ازدواج كرده و همسر اولش نیز طی حادثهای ساختگی در معالجه با طب سوزنی سوزن به نقاط حساسش فرو رفته و میمیرد.
این گزارش میافزاید یانگوم نیز در این ازدواج آخر خود موفق عمل كرده و دارای فرزند دوقلوی دختر و پسر شده و به خوبی و خرمی در ژاپن در جزیره اوكیناوا زندگی خواهدكرد.
همچنین وی از امپراتور درخواست میكند كه روی قبر بانو هن یه معبد كوچك بسازند تا مردم همیشه به یاد این آشپز ماهر و فداكار باشند.
پینگ پونگ در ادامه با ادای سپاسگزاری از مردم ایران از استقبال بینظیر از این سریال، قول داد به زودی یانگوم را هر طوری كه شده به ایران بیاورد و حاضر است در اینباره قول مردانه بدهد.
وی تصریح كرد: مردان كرهای سرشان برود قولشان نمیرود.
بازتابهای خبری
در پی افزایش محبوبیت سریال جواهری در قصر در ایران و جهان، خبرگزاری مهر در گزارش محرمانه و ویژهای اعلام كرده بود: در اعتراض به افزایش محبوبیت كره جنوبی در منطقه/ كره شمالی موشك اتمی آزمایش كرد
رحیم مشایی رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ضمن دعوت مجدد از یانگوم برای حضور در ایران گفت: یانگوم نمونه بارز توجه دولت کره به صنعت توریسم است.
مدیر عامل كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان نیز در گفتوگویی با فارس اعلام كرد: ما افتخار میكنیم كرهجنوبی با تأسی از عروسكهای ایرانی دارا و سارا عروسكهای یانگوم و تانگوم را وارد بازار میكند
روزنامهچهچوییچا نیز نوشت: یانگوم پس از دیدار از ایران و ملاقات عمومی با مردم و تقاضای حل معضل ترافیك در تهران و ابراز شگفتی از جادههای شمال و گرفتن عكس دستهجمعی با هنرمندان و جمعی از نمایندگان مجلس، در بازگشت به کره تأكید كرد: تعداد انگشتهای مردم ایران مرا شگفتزده کرد
پیش از این مجله فیلماینترنشنال یك خبر نیمهموثق را از نیکول کیدمن ستاره سینما و مد آمریكا با این تیتر منتشر كرده بود: استقبال ایرانیان از یانگوم حسرت مرا برانگیخت
چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروكلهی یك اتومبیل جدید كروكی از میان گرد و غبار جادههای خاكی پیدا میشود. رانندهی آن اتومبیل كه یك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهای Gucci ، عینك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبیل بیرون آورد و پرسید: اگر من به تو بگویم كه دقیقا چند راس گوسفند داری، یكی از آنها را به من خواهی داد؟
چوپان نگاهی به جوان تازه به دورانرسیده و نگاهی به رمهاش كه به آرامی در حال چریدن بود، انداخت و با وقار خاصی جواب مثبت داد.
جوان، ماشین خود را در گوشهای پارك كرد و كامپیوتر Notebook خود را به سرعت از ماشین بیرون آورد، آن را به یك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحهی NASA روی اینترنت، جایی كه میتوانست سیستم جستجوی ماهوارهای ( GPS) را فعال كند، شد. منطقهی چراگاه را مشخص كرد، یك بانك اطلاعاتی با 60 صفحهی كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پیچیدهی عملیاتی را وارد كامپیوتر كرد.
بالاخره 150 صفحهی اطلاعات خروجی سیستم را توسط یك چاپگر مینیاتوری همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالی كه آنها را به چوپان میداد، گفت: شما در اینجا دقیقا 1586 گوسفند داری.
چوپان گفت: درست است. حالا همینطور كه قبلا توافق كردیم، میتوانی یكی از گوسفندها را ببری.
آنگاه به نظارهی مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبیلش بود، پرداخت. وقتی كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقیقا به تو بگویم كه چه كاره هستی، گوسفند مرا پس خواهی داد
مرد جوان پاسخ داد: آری، چرا كه نه!
چوپان گفت: تو یك مشاور هستی.
مرد جوان گفت: راست میگویی، اما به من بگو كه این را از كجا حدس زدی؟
چوپان پاسخ داد: كار سادهای است. بدون اینكه كسی از تو خواسته باشد، به اینجا آمدی. برای پاسخ دادن به سوالی كه خود من جواب آن را از قبل میدانستم، مزد خواستی. مضافا، اینكه هیچچیز راجع به كسب و كار من نمیدانی، چون به جای گوسفند، سگ مرا برداشتیوووووووووووو